خواجه امام ظهير الدين نيشابورى / ابو حامد محمد بن ابراهيم ت 599

32

سلجوقنامه ( وذيل سلجوقنامه محمد بن ابراهيم ) ( فارسى )

و مزين بود و جملهء ملوك عصر مطيع و منقاد او بودند و سپاهى كه اسامى ايشان در جريده و اقطاع بودى و همواره ملازم ركاب او پنجاه هزار مرد دلاور بودند اقطاعات و معاش ايشان در بلاد ممالك پراكنده بودى تا بهر طرف كه رسيدندى ايشانرا علفه و نفقات مهيا بودى و برسبيل قرض و هبه و سنت به يكديگر دادندى و مواضعهء قيصر كه هرسال هزار هزار دينار جزيه قبول كرده بود اول ببوزان ميداد بعد از آن بقسيم الدوله آقسنقر سپردى و او بخزانهء معموره رسانيدى به دو قسط و عدل و سياست سلطان ملكشاه تا حدى بود كه روزگار او هيچ آفريده ظلم و هراسى نتوانستى و نيارستى كرد متظلمان بىحجابى بمشافهه گفتندى و شنودندى داد هركس بدادى و اگر از كسى خلافى و خرده‌اى ظاهر شدى كه مستوجب سياست و غرامت گشتى برآن عفو و اغضا رفتى و از خيرات او مصانع راه مكه است و وضع . . . از حجاج و اقطاع امير حرمين و رسوم نيكو نهاد چه پيش ازو چنان رسم بود كه از هر حاجى مسكين هفت مثقال سرخ بستدندى سراسر آن بدعتهاء مذمومه برانداخت و بغايت شكاردوست بود به خط ابو طاهر خاتونى ديدم كه يكروز هفتاد آهو در صيدگاه بتير زده بود و رسم او چنان بود كه بهر نخجيرى كه بزدى يكدينار مغربى به صدقه دادى بدرويشان و بهر موضعى و زمينى و شكارگاهى در عراق و خراسان منارها از سم آهو و خرگور فرموده بود ساختن و همچنين بولايت ماوراء النهر و باديه عرب و ( مرح ) و خوزستان هم بدين قرار و باصفهان و آن نواحى هر جاى كه شكارگاهى يافت آثارى گذاشته بود و تا غايت وقت باقىمانده و از همهء ممالك براى دار الملك و آرام جاى خود خير البلاد اصفهان در خير البقاع عراق اختيار كرد و در آنجا در داخل و خارج شهر عمارتها ساخت از كوشكها و باغها و ايوان و كاخ چون باغ‌كاران و باغ بيت المال و باغ احمد سياه و باغ دشت كور و غير آن و قلعهء طبرك شهر و قلعه دزكوه او انشا فرموده و خزاين و دفاين و نفايس برآنجا مخزون و مدفون داشتى و نظام الملك در مملكت او وحل و عقد و قبض و بسط او بغايت مستولى بود و تركان خاتون دختر طمغاج خان سمرقند در حبالهء حكم سلطان مربوط و منوط بود در كمال صباحت و ملاحت و نسبت بلند و حشمت موروثش و قدرت تمام داشت و تاج الملك ابو الغنائم فارسى وزير او بود صاحب‌منظر و